قصه ی پر غصه ای بود. آنقدر بد بود که فرماندار را در یک شب سرد پائیزی به آبشار شاهرود بیاورد تا از نزدیک ماجرا بشنود و ببیند. قصه خانواده ای که تا چندی قبل خانه داشتند و وسایلی زندگی مناسبی که با تلاش و کار به دست آورده بودند. اما بازی سرنوشت وقتی اتفاقات را به داخل زمین زندگی آنان پرتاپ کرد به یک باره همه چیز عوض شد.

بیماری شوهرش و بیکاری او صاحبخانه را به بیرون کردن آنها تشویق کرد. بانکها آنقدر پول از دست داده بودند که نمی توانستند به این خانواده وامی.....

منبع اصلی مطلب : khabar273
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : معجزه رسانه، هموطنم سلام برتو